
آغاز مقاله باید مسئله را روشن کند و به خواننده نشان دهد چرا ادامه متن برای او ارزش دارد.
از مسئله واقعی شروع کنید
جمله «از دیرباز بشر به نوشتن علاقه داشته است» معمولاً چیزی به موضوع یک مقاله کاربردی اضافه نمیکند. اگر مقاله درباره بازبینی متن است، میتوانید با یک موقعیت مشخص شروع کنید: نویسندهای که پیش از ارسال مقاله، میان اصلاح جملهها و بررسی استدلالها سردرگم مانده است. چنین شروعی مسئله را قابل دیدن میکند و برای ادامه متن دلیل میسازد.
دامنه بحث را مشخص کنید
مقدمه قرار نیست همه دانستههای شما را نمایش دهد. موضوع را محدود کنید و بگویید متن به چه پرسشی پاسخ میدهد. «این نوشته سه روش برای بازخوانی مقاله پیش از ارسال پیشنهاد میکند» از وعده مبهم «همهچیز درباره مقالهنویسی» دقیقتر است. محدوده روشن به خواننده کمک میکند انتظار واقعبینانه داشته باشد.
ادعا را زود مطرح کنید
اگر متن تحلیلی است، موضع یا پرسش مرکزی را در ابتدای مقاله آشکار کنید. برای مثال، توضیح دهید که چرا ویرایش ساختاری باید پیش از اصلاح جزئیات انجام شود. لازم نیست نتیجه را با قطعیت بیش از شواهد اعلام کنید؛ کافی است مسیر استدلال را نشان دهید تا خواننده بداند هر بخش چه نسبتی با مسئله اصلی دارد.
یک شروع جایگزین بنویسید
پس از پایان پیشنویس، به مقدمه برگردید. اغلب تازه در این مرحله معلوم میشود موضوع اصلی چیست. دو آغاز متفاوت بنویسید: یکی بر پایه مثال و دیگری بر پایه پرسش. بررسی کنید کدامیک سریعتر به بحث میرسد. جملههایی را که فقط تشریفات شروع هستند کنار بگذارید.
آزمون کاربردی
مقدمه را به کسی بدهید که متن را نخوانده است و از او بخواهید مسئله، مخاطب و وعده مقاله را در یک جمله بیان کند. اگر پاسخ او با هدف شما فاصله دارد، مقدمه هنوز دقیق نیست. به جای افزودن توضیح بیشتر، ابتدا واژههای مبهم و جملههای حاشیهای را اصلاح کنید.