
هر پاراگراف باید یک کار مشخص انجام دهد؛ از طرح ایده تا توضیح، شاهد و ارتباط با بحث اصلی.
وظیفه پاراگراف را نام ببرید
پیش از اصلاح جملهها، کنار هر پاراگراف بنویسید که چه نقشی دارد: تعریف، مثال، استدلال، مقایسه یا پاسخ به اعتراض. اگر برای یک بند چند وظیفه نامرتبط پیدا میکنید، احتمالاً بهتر است آن را تقسیم کنید. اگر هیچ وظیفهای ندارد، ممکن است حذف آن به متن کمک کند.
جمله محوری بسازید
جمله محوری جهت بند را مشخص میکند. «بازخوانی با فاصله زمانی، خطاهای پنهان متن را آشکارتر میکند» ادعایی است که میتوان آن را توضیح داد. جملههای بعدی باید همین ادعا را گسترش دهند، برای آن مثال بیاورند یا محدودهاش را روشن کنند؛ نه اینکه ناگهان وارد موضوع تازه شوند.
شاهد را به ادعا وصل کنید
نقل یک عدد یا مثال بهتنهایی استدلال را کامل نمیکند. توضیح دهید شاهد چه چیزی را نشان میدهد و چه چیزی را نشان نمیدهد. در یک متن آموزشی، مثال بازنویسی یک جمله باید با توضیح تغییر همراه شود تا خواننده بتواند قاعده را در جمله دیگری هم به کار ببرد.
پیوند واقعی ایجاد کنید
واژههایی مانند «بنابراین» و «بااینحال» فقط زمانی مفیدند که رابطه منطقی وجود داشته باشد. اگر بند دوم نتیجه بند اول نیست، افزودن «بنابراین» ارتباط را درست نمیکند. گاهی تکرار کنترلشده یک واژه کلیدی، از چند عبارت انتقالی کلی روشنتر است.
بازخوانی معکوس
آخرین جمله هر پاراگراف را کنار جمله نخست بند بعدی بخوانید. این تمرین گسستها را آشکار میکند. سپس تنها جملههای محوری را پشت سر هم بخوانید. اگر از این جملهها مسیر مقاله فهمیده نمیشود، پیش از پرداختن به جزئیات، ترتیب بندها را بازبینی کنید.